رواق بر. رواقی‌گری

مه طاسك گردن سمندت شب طره پرچم سياهت طاسك: طاس كوچك كه از زر يا سيم سازند و براي زينت به گردن اسب يا منجوق علم آويزند حافظ به اواطمینان خاطرداده که مردم وهواخواهانت، مشتاقانه منتظر ورودِ توهستند
واج آرایی ِ وتولیدِ موسیقی وبُردن ذهن ِ مخاطب به حال وهوای موضوع مطرح شده، هنریست که درانحصار حضرت حافظ است وتاکنون هیچ شاعری نتوانسته به گرد اونیز برسد نکته : همه عارفان الهی معتقدند که اخرین پره دار حریم خدا امام معصوم است که حجاب اخر و واطه بین خلق و خدا است و نا اهلان را دور می کند که نمونه این پرده داری در کربلا اتقاق افتاده که اقا امام حسین خوبان و کسانی که لیاقت حریم حق را داشتند حتی امثال زهیر یا حر یا وهب را جذب کردند و امثال عبیدالله بن حر جعفی را که لیاقت نداشتند هر چند خود امام به دیدار او رفت ولی او باز به عقب پرت شد

هیچ چیز به طور تصادفی اتفاق نمی افتد.

موسسه رواق حکمت
سوره توبه آيه 65 منابع و مآخذ 1- قرآن كريم، ترجمه بهاءالدين خرمشاهي
دانلود و خرید PDF کتاب بر این رواق مقرنس
به عبارتی دیگر حافظ به شاه شجاع می فرماید: توآنقدرخوبِ خوب نیستی که کسی بتواند ازتو سواستفاده کند! اوّل آنکه چرا این مطلب را درآسمان که بارگاهِ کبریایی ِخداوند است نوشته اند؟ چرا درسردر ِدروازه ی ِ زمین ننوشته اند؟ پرسش ِ دوّم اینکه که مگر بَدیها ازبین می روند که حافظ اینچنین بااطمینان ِ خاطر ازماندگاری ِ نکویی سخن می گوید؟
عجایب چندگانه حرم امام رضا که کمتر کسی از آن‌ها خبر دارد!
منظور ازمفرّح یاقوت، شربتی گواراست که باسائیدن یاقوت ودرآمیختن باشراب وقند وگلاب درست می شده وبرای تقویتِ بیماران بکارمی رفته است
درخزانه به مُهر ونشانه ی توست: یعنی دهانم بابوسه ای که برلبانم نهادی بسته مانده است علاوه بر این، رواقیان تاکید کردند که همه فرایند های طبیعی، مانند بیماری و سلامتی، تابع قوانین ناگسستنی طبیعت هستند
هر کس از جمله امام حسین چشمش به جمال یار روشن شود با اشتیاق دیگران را به مشاهده او دعوت می کند چرا که از این سهیم شدن چیزی از دست نمی دهد : ماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید خم ابرو که تو داری به همه کس بنمایم خداوند که مثل ما فقیر نیست تا اگر با کسی ارتباط برقرار کرد خطش اشغال شود در دوره ، روابطی بهتر از صفویه با داشتند

البته در اين شعر معني سقف مدنظر است.

10
لیست بهترین بیرون برهای شیراز به همراه آدرس و تلفن
مراد از غم همان غم فراق از جدایی انسان از جانان و اصل خدایی خویشتن است که با رسیدن به صبح و آن فضای بی نهایت یکتایی انسان به اصل خدایی خود زنده میشود و آن غم از انسان زدوده خواهد شد و مراد از کس همه انسانها نیستند بلکه انسانهایی هستند که با تلاش فراوان و کار بر روی خود همه هم هویت شدگی های خود را رها کرده وسر بر آستان جانان گذاشته و خالص شده اند و آنگاه غم از او زدوده شده ، تاریکی شب به سحر و سپس صبح خواهند رسید
گنجور » حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹
اگر بیت اول را به همین صورت که هست بخوانیم مثل این است که حافظ معشوق و منظور خود را بصورت پرنده ای در آسمان تصور کرده و به او خطاب میکند که چشم من آشیانه ای برای تواست و از آسمان برای نشستن در این آشیانه پائین بیا که معنائی بسیار سخیف و دور از تعابیر والای حافظ است
دانلود کتاب های رواق
سحر کرشمه صبحم بشارتی خوش داد که کس همیشه گرفتار غم نخواهد ماند کرشمه صبح را خواجه به این دلیل میگوید که آن صبح و فضای بی نهایت یکتایی با ناز و کرشمه می آید و نه به آسانی وراحت و مصداق آن نیز صبح کاذب و صبح صادق است که گاه گمان میبریم آمده است اما اندکی سپری نشده که درمیابیم خیر هنوز نیامده است و باید همچنان در انتظار صبح باشیم